بازی شب یلدا:

یه بازی بین وبلاگ‌نویس‌ها راه افتاده به اسم بازی شب یلدا. جریانش هم اینه که باید 5 نکته در مورد خودت بنویسی که کسی نمی‌دونه و بعدش هم چند نفر دیگه رو دعوت کنی که توی این بازی شرکت کنن!<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

حالا خلاصه این هم از سهم من:

 

1-       انجام دادن دوتا کار خیلی برام سخته و اغلب تا مجبور نشم انجامشون نمی‌دوم؛ یکی واکس زدن کفش یکی هم سلمونی رفتن. در ضمن اگه یه چند روزی هم قرار باشه که از خونه بیرون نیام، معمولن صورت تراشیدن رو هم بی‌خیال می‌شم!

2-       سالی دوسه بار بیشتر مسواک نمی‌‌زنم و هنوز هم دندون خراب ندارم!

3-       یکی از کارایی که وحشتناک توش ادعام می‌شه آشپزی‌ هست! همچنین داشتن یه ذهن خلاق برا درست کردن غذاهای عجیب غریب! برای کباب اصالت خاصی قایل هستم و از خوردن کشک و به خصوص ماست هم سیر نمی‌شم!

4-       اصولن یه شخصیت ضدخواب دارم، شب هر چقدر هم دیر خوابیده باشم یا خسته باشم قبل 7 بیدارم  و برام درک آدمایی که صبح‌ زود نمی‌تونن از خواب بیدار بشن خیلی سخته و اگه گیر همچین آدمایی بیفتم، معمولن هم حوصله‌ام سر می‌ره، هم عذاب می‌کشم و هم اونا مجبور می‌شن که غرغرای منو تحمل کنن!

5-       شانس جونور دیدنم خیلی خوبه! نمونه‌اش همین امشب که جلوی در خونه یه روباه با یه دم پرپشت و خوشگل دیدم:)) (می‌دونم که باور نمی‌کنین، البته اونایی که جای خونه ما رو می‌دونن شاید باور کنن ولی همونا هم قبول کنن که بارم یه خورده عجیبه!)

5+1- یه زمانی کلمه "اصولن" تکه کلامم بود و البته الان سعی می‌کنم که کمتر بگم، نگفته‌ام که ديگه نمی‌گما!!!!

5+2- توی فروارد کردن sms و email خیلی آدم ضدحالی هستم... واسه همین هم تا همین الان هم موندم که برای ادامه بازی کسی رو دعوت کنم یا نه!!؟

 

خب، مثل اینکه یه کم جر زدم و زیاد نوشتم! واسه ادامه هم از عموعلی(طبیعت‌مرد)، محمد(پرندگان شکاری)، حمید(کوه‌نوردی.نشان زندگی)، احسان(نوپتسه)، فرشید(سرود کوهستان) و فرا شیکاگویی هم دعوت می‌کنم که اگه اینجا رو خوندن و دوست داشتن، بازی رو ادامه بدن:) در ضمن از رهای عزیز و آشیل گرامی هم که من رو به این بازی دعوت کردند و سببی شدند که من دوباره مثل تنبلا با گذاشتن یکی دوتا عکس اینجا رو دودر نزنم و یه کم بنویسم نیز سپاسگزارم:)

/ 10 نظر / 14 بازدید
saeid

نه.عادت اول رو با هم شريکيم.ولی دومی رو من روزی حداقل ۲بار مسواک ميزنم ولی باز هم هرچی ژول دارم بايد بدم دندان پزشک بابا ايول مگه خونه شما کجاست شاد و خرم- پاينده و پيروز باشی

آشیل

در بند۴ که ميان ما تفاوتی نيست . اما اين قبل از ۷ را ساعت ۱ نيمه شب هم می توان گفت شاهين جان . اما از این‌ها گذشته برف ديشب ترساندمان از کوه امروز . گفتی روباه خاطره‌ای بنويسم اين‌جا . در يکی از سفر‌ها همکاری حين بازگشت مي‌گفت :‌ما بچه که بوديم و به روستا که می‌رفتیم روباه مي‌امد گوسفندّهای ما را مي‌خورد !! گفتيم روباه ؟ گفت بله ! گفتيم آقا روباه فسقلی که گوسفند پا بجنباند به ديوار مصلوب است ! حال بيا و تصور کن که روباه‌ به گله بزند ديگر در دنيا سنگ روی سنگ بند نمي‌شود . اين همکار ما هنوز بر عقيده خود راسخ است و ما هنوز ... البته فردی بيايد و بگويد در فُلان جا در ليوان سفالی يک بار مصرف چای مي‌دادند ، ديگر تو خود بخوان ... شاد باشی شاهين

رها

:)))))))وممنون پدر :)

ف

عجب بازی خوبی! دست کم بعضی‌ها رو از توی لاکشون بیرون کشید..

عموعلي

ببينم؟ الان هم ميشه ادامه داد بازی رو؟ من امروز تازه ديدم اينجا رو. خودت که ميدونی چقدر گرفتار بودم اين مدته... در مورد غداهای پسر پزت بايد بگم حرف نداری! بخصوص در اختراع نوشابه هاو شربتهای عجيب و غريب!!!! در مورد شخصيت ضد خوابُ ،‌ ۲روغ ميگههههههه! اين همه من هميشه دير کردم و خواب موندم، تا حالا غر غری نديدم. داداش وقتی من نزديکای خودمون گرگ ديدم، روباه تو کاملن قابل قبوله. البته مال من اون موقع ها بود که هنوز انرژی هسته ای نداشتيم. و هنوز جنگل بود اونجا!! خلاصه اينکه دربست چاکرتيم....... بيستی بييييسسست! حرف نداری....

مريم

مورد دو : خوش به حالت مورد سه : برای همينه که من مسابقه آشپزی رو قبول نکردم ديگه ! خودم می‌دونستم حريف خيلي قدر ه !

مريم

مورد چهار رو هم چون به اندازه دوتای قبلی مهمه جدا می‌نويسم : خيييييييييييلی خوش به حالت ! من خوابالو به هيچ کارم نمی‌رسم !

fera

چون خودت بازی شب يلدا رو هفتم دی انجام دادی پس دير نشده. منم ميرم ببينم چی در چنته دارم. راستی از اين کامنت های عمو علی هم آدم کلی سرحال مياد

در مورد بند ۵ يه بارم پرنده ديدی بالای سرت! انصافاْمتولد تيری!!

حامد

بعضی ها شو نمی دونستم جالب بود