By Ali Ameri*<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

چندان بنالم ناله‌ها چندان برآرم رنـــــــــگ‌ها    برکنم از آینه هر منکری من زنگ‌هـــــــــــــــــــا

بر مرکب عشق تو دل می‌راند و این مرکبش    در هر قدم می‌بگذرد زان سوی جان فرسنگ‌ها

بنما تو لعل روشنت بر کوری هر ظلمتـــــــی    تا بر سر سنگین دلان از عرش بارد سنگ‌هـــــا

با این چنین تابانیت دانی چرا منکر شدنـــــد    کاین دولت و اقبال را باشد از ایشان ننگ‌هــــــا

...

«دیوان شمس»

 

 

*موقع گرفتنش متوجه شدم که نور زیاد دیده و فکر کردم که نباید چندان جالب شده باشه. اما وقتی توی خونه دیدمش حس خوبی ازش گرفتم...

/ 0 نظر / 7 بازدید