آموخته‌های زمين...

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

زمین به من سکوت می‌آموزد

بسان علف‌ها در زیر نور

و به من صبوری می‌آموزد

همچون سنگ‌های کهن با خاطرات

 

زمین به من تواضع می‌آموزد

مانند شکوفه‌ها به هنگام رستن

و به من دوست داشتن می‌آموزد

بسان مادری کودکش را

 

زمین به من شجاعت می‌آموزد

همچون درختی که تنها بر پای ایستاده ‌است

و به من محدودیت می‌آموزد

آن هنگام که مورچه‌ای بر زمین می‌خزد

 

زمین به من آزادی می‌آموزد

بسان عقابی که در آسمان در پرواز است

و به من تسلیم می‌آموزد

همچون برگ‌هایی که در پاییز فرو می‌ریزند

 

زمین به من احیا می‌آموزد

آن هنگام که دانه‌ای در بهار می‌روید

و به من فراموش کردن خود را می‌آموزد

بسان برفی که با ذوب شدن،حیات خود را از یاد می‌برد

 

زمین به من می‌آموزد که مهربانی را به یاد آورم

هنگامی که مزارع خشک شده در زیر باران می‌گریند...

<چلچله زرد>

 

 

پی‌نوشت:

 

1- متن از کتاب سرخپوستان بزرگ می‌گویند(2) مرحمتی علیرضای عزیز:)  شاید یه کم کلیشه‌ای باشه ولی برای خودم که خیلی دلنشین بود.

۲-  فایل PDF "نکاتی در رابط با زبان بدن و ..." با پاره ای تغییرات در لینکدونی سمت چپ قرار گرفت.

.

.

.

۳- من خوبم:) ملالی نیست جز دوری شما؛) 

۴- اين رو هم گوش بدين، دلنوازه... 

۵-گلايه‌های شکاری...

/ 6 نظر / 12 بازدید
عموعلي

علی؟ اين لينک گرگه کار نميکنه! اون آفلاين های گرگ هم نيومده بود.... اون کتاب هم اصلن قابل صحبت نبود ! چه برسه به اينکه اينجوری شرمنده کنی ما رو؟؟

ایکارو

گرم شدم... مثل آفتاب زمستونی از پشت شیشه بود!

saeid

سلام.شعر تکان دهنده و گرما بخشی بود راستی اگه ممکنه یه کمی از بیابان شکار و .... بنویسید. به یاد روزهای گذشته و آرزویی اینده بهتر شاد و خرم پاینده و پیروز باشی

vih

Hrh ]al lh v,ak ld tvl,nddn 'h,, ',stknd &lvyd l,v]i hd ld ;ajdl :)ld 'l `nv phgh hdk ili Hl,ca fi ]i ;hvl,k ldhn !!ki ,hruh nhvl ld `vsl :)ahn fhad ,sghlj ,c,n c,n hdk[h H\'vnn .....:)

حميد

مطمئنی خوبی ؟! اميدوارم خوش باشی پسر . خوش :)