به 'درکوه' خوش آمدید
در کوه

پارسال بهار دسته جمعی...

الان که فکرشو میکنم میبینم ما توی کوه خیلی شلوغیم!

یعنی یه جورایی تابلو یه جورایی که زود همه ما رو میشناسن،یادم میاد یه بار توی جانپناه امیری ما چهار تا شده بودیم مخاطب همه یعنی یه پای صحبت همه بودیم!

یاد اونروز به خیر رفتیم قله توچال تو جانپناه قله هم همینطور،بمب خنده بودیم؛خلاصه با همه رفیق شده بودیم!

توی پایین اومدنا هم که دیگه آخر آلودگی صوتی هستیم:یا داریم سوت میزنیم یا داریم آواز میخونیم؛میدونین آخه بعضی ترانه ها هست که خوندنش توی کوه خیلی مزه میده مثل اله ناز یا مراببوس یا مثلا ای ایران،یاردبستانی ویا اون ایران ای سرای...که شجریان خونده مخصوصا این آخریو همیشه یه تیریپ با محسن دوتایی می خونیم!

این محسن ما یه دفترچه داره که کلی آهنگ ردیف توشه، دیگه وقتی حافظه ای کم بیاریم به اون رجوع می کنیم!

بعدشم بگم توی کوه پایه هر نوع آهنگی هم هستیم،تازه همونجا فی البداهه آهنگ هم میسازیم که البته متخصص این امر آقا مهدیه...

یاد اون دفعه میوفتم که یکی از بچه ها با هامون اومده بود،دیگه حس میکردم اون آخرا دیگه بیچاره سرسام گرفته!!!

 

خدا همه ما رو به راه راست هدایت کنه...

 

 


دوشنبه ۳ آذر ،۱۳۸٢

شاهین


[ HOME | ARCHIVE | E-MAIL ]

"من گفتم:«من اون رو به یاد میآرم و یه وقتی چیزی واسه‌تون می‌نویسم که اون توش باشه...»                           ارنست همینگوی "تپه‌های سبز آفریقا