به 'درکوه' خوش آمدید
در کوه

نفس عميق...

اول اينکه:

زياد سينما برو نيستم,آخرين فيلمی رو هم که رفته بودمThe othersبود,يعنی بيشتر از يک سال بود که سينما نرفته بودم!

ولی چهار شنبه رفتم،فيلم"نفس عميق",تازه بعد از اينکه کلی قبلش نقد در موردش خونده بودمو چندتا از دوستام که خيلی توی خط فيلم هستند توصيه کردن!

بينهايت زيبا بود و بيشتر از زيباييش تاثير گذار بود,خيلی ساده و کوتاه بدون هر حرف زيادی داستانشو گفتو رفت و من موندمو يک دنيا...

نمی دونم چرا وقتی داشتم فيلمو می ديدم همش استرس داشتم که يه وقت زود تموم شه و من از اين خلسه ای که رفتم بيرون بيام!

من چقدر اين با اين کامران هم ذات پنداری کردم!نمی دونم شايد تو يه دوره ای از زنگيم خيلی شبيه اون زندگی کردم...

خلاصه اگه تا حالا اين فيلمو نديدين حتما برويد و ببينيد,من که خودم حتما يه بار ديگه می رم,تنها هم می رم,می رم اون جلو ها هم ميشينم که کسی کنارم نباشه... 

و دوم اينکه:

تصميم گرفتم که سيستم نظر خواهی رو از بلاگم ور دارم,دلايل زيادی هم برای اين کار دارم ومهمترين دليلش اينه که :به نظر من يه وبلاگ يه رسانه است و وقتی يکنفر يک رسانه رو اداره ميکنه و افکارشو در معرض ديد بقيه قرار ميده حتما برای مخاطبش هم بايد اين حق را قايل باشد که او هم نظر بدهد و حرفش توسط صاحب رسانه شنيده شود ولی سوال مهم اينجاست:آيا حرفهای او و نظراتش بايد ر معرض ديد بقيه مخاطبين قرار گيرد؟

جواب من به اين سوال منفی است,چون وبلاگ را يک حريم شخصی ميدانم و فکر می کنم که اين شخصی بودن بايد هم برای خودم و هم برای مخاطبم حفظ شود,به اين دليل اين تصميم را گرفتم!

بنابراين تصميم گرفتم که سيستم نظر خواهی معمول را کنار بگذارم و به جای اون لينک IDمو توی ياهو گذاشتم که احيانا اگه از اين ۴۰-۳۰ نفری که هر روز به اينجا سر ميزنن کسی خواست نظری بده بتونه برام offlineبذاره يا اگر که بودم که مستقيما با خودم مطرح کنه!

و آخر اينکه:

يه چند روزيه اين بيت شعر مخصوصا مصراع دومش حافظ بد جوری رفته توی مخم:

 

ما شيخ و واعظ کمتر شناسيم 

 

  يا جام باده،يا قصه کوتاه

 

يا حق!

                     


جمعه ۱٦ آبان ،۱۳۸٢

شاهین


[ HOME | ARCHIVE | E-MAIL ]

"من گفتم:«من اون رو به یاد میآرم و یه وقتی چیزی واسه‌تون می‌نویسم که اون توش باشه...»                           ارنست همینگوی "تپه‌های سبز آفریقا