به 'درکوه' خوش آمدید
در کوه

جاده فرياد می زنه...

بعد از حدود سه ماه اولين جمعه ای بود که خونه بودم,و بعد از حدود سه ماه اولين عصر جمعه ای هم هست که بايد تحمل کنم.

اصلا عادت ندارم ولی امروز ظهر بعد از نهار گرفتم خوابيدم تا همين الان,سه تا چای پشت سر هم فعلا چشمامو وا کرده ولی حالم گرفته اس اصولا هر وقت يه موقعی بخوابم که هوا روشن باشه بعدش يه موقعی بيدار بشم که ديگه هوا تاريکه اينطوری ميشم!

امروز عجب هوای رديفی بود برای کوه رفتن,صبح از پشت پنجره کلی کوه ديدمو کلی حسرت خوردم.عجب اين کوه ديدن حال می ده,من که هر کجا باشم تو خونه توی دانشکده توی تاکسی يا هرجايی که به کوه ديدی داشته باشه و البته اين تهران کثافت توی اون روزای لجنيش نباشه يکی از کارايی دوست دارم بکنم همينه که پشت پنجره وايسم و اين توچالو نگاه کنم,مخصوصا الان که برفم زده و ديگه کلی....آره!

حدود يه ماهی بود که اين زانوم يه درد مرده ای داشت,ديگه تصميم گرفتم امروز نرم يه دوهفته ای ببرمش توی ICU سرويس بش بدم که واسه برنامه های طولانی رديف بشه,کلا اين زانو درد يه مشکلی هست که عمدتا بچه هايی که جدی کوهو دنبال می کنن توی يه مقاطعی باش دست به گريبان ميشن,علتش هم ضعف عضلات دور و ور زانو هست که توی کوه پيمايی های طولانی خسته ميشن و فشار به مفصل زانو وارد ميشه,کاملا هم با ورزش قابل پيشگيری هست,ولی اگه دچارش بشين يه چند وقتی بايد به پاش بشينين(مثل من),در ضمن اگه کسی در اين ضمينه تجربه ای داره بياد با هم share کنيم!

اين ماه رمضان هم خوب کاسبی واسه بد آدمايی درست کرده,هر چی آشغال که در طول سال رو دستشون جمع شده توی همين ماه به خورد اين ملت ميدن! جالب اينجاست که چه روزه بگيری چه نگيری مجبوری از اين آت آشغالا بخوری مخصوصا اگه مثل من دو سه روز کامل از صبح تا شب توی دانشگاه باشی!

اينم يه جوکه يه صفحه ای,که هم باحاله هم پاستوريزه هستش بخونيد خيلی بامزس! اميدوارم خوشتون بياد!


جمعه ٩ آبان ،۱۳۸٢

شاهین


[ HOME | ARCHIVE | E-MAIL ]

"من گفتم:«من اون رو به یاد میآرم و یه وقتی چیزی واسه‌تون می‌نویسم که اون توش باشه...»                           ارنست همینگوی "تپه‌های سبز آفریقا