به 'درکوه' خوش آمدید
در کوه

می‌گن مستی گناهه به انگشت ملامت...

یه بعد از ظهر دلگیر و مزخرف توی تاکسی

یه ترافیک میلیمتری اعصاب خرد کن

 

اون بالا

طلوع ماه شب چهارده

و

فقط یه کمی پایین تر

آسمون سرخ و دماوند سپید پوش

که توی اون نور، رنگ مسی به خودش گرفته بود

و صدای پرشور و خاطره انگیز هایده...

.

.

.

چیزایی که اگر نبودن، تحمل اون بعدازظهر خیلی سخت می‌شد...


یکشنبه ۱٤ آبان ،۱۳۸٥

شاهین


[ HOME | ARCHIVE | E-MAIL ]

"من گفتم:«من اون رو به یاد میآرم و یه وقتی چیزی واسه‌تون می‌نویسم که اون توش باشه...»                           ارنست همینگوی "تپه‌های سبز آفریقا