به 'درکوه' خوش آمدید
در کوه

سخنی با تنی چند از خوانندگان!

همانطور که بار‌ها و بارها در اینجا گفته‌ام اینجانب نه وکیل وصی سایر شکارچیان اعم از مجاز و غیرمجاز و جوانمرد یا قاتل هستم که بخواهم جوابگوی کار‌های درست و یا غلط آن‌ها باشم و نه اصلن علاقه‌ای به این کار دارم. در واقع اگر خیلی زرنگ باشم در گیر و دار تمام مشغله‌های ذهنی که دارم اینجا را سرپا و زنده نگه می‌دارم و انتظارم هم از خواننده اینجا اینست که این خواسته مرا درک کند و به آن احترام بگذارد و با بحث‌های الکی، بی‌منطق و ... فضای کامنتینگ اینجا را به خاطر تصفیه حساب‌های شخصی خود با کس دیگری مکدر نکند. چرا که نه دوست دارم که وبلاگم جزو آن وبلاگ‌هایی بشود که مطالب نوشته شده در کامنتینگ مطالبشان، نه ربطی به آن مطالب نوشته شده دارند و نه اصلن سازگار با محتوای آن وبلاگ هستند و نه دوست دارم که در پست‌هایی که دوست دارم کامنتینگشان فعال باشد؛ آن را ببندم و نه از این سیستم تایید کامنت و شورای نگهبان بازی خوشم میاد و نه با روحیه‌ام سازگار است. در واقع دوست دارم بدون اینکه اعمال نظری از سوی من صورت بگیرد دوستان بیایند و نظراتشان را بگویند و در عین حال نه قصد توهین به کسی را داشته باشند و نه قصد تخریب، اگر هم خورده حسابی با کسی دارند یا با عملکرد شخصی مشکل دارند به صرف اینکه ایشان دوست من هستند و اینجا را می‌خوانند، نخواهند که از فضای اینجا به این عنوان استفاده کنند. خوشبختانه دوره، دوره‌ای است که انواع و اقسام بستر‌های ارتباطی موجود است و می‌توانند مستقیم با خود شخص مشکلشان را مطرح کنند.

 

من این دو حرف نوشتم چنانکه غیر ندانست    تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی

.

.

.

 با تشکر...   

 

 

* بیچاره شرق دوست داشتنی... :-(


سه‌شنبه ٢۱ شهریور ،۱۳۸٥

شاهین


[ HOME | ARCHIVE | E-MAIL ]

"من گفتم:«من اون رو به یاد میآرم و یه وقتی چیزی واسه‌تون می‌نویسم که اون توش باشه...»                           ارنست همینگوی "تپه‌های سبز آفریقا