به 'درکوه' خوش آمدید
در کوه

مساله ديد در شکار


By Ali Ameri


در این مقاله به توضیح سه مطلب در مورد دید و چشم که در شکار از اهمیت زیادی برخوردار هستند، خواهیم پرداخت:



ا: دید کامل


ب: دید پیرامونی یا جانبی


پ: چشم غالب یا حاکم




ا: دید کامل



یک قانون کلی: اگر هنگام رانندگی به عینک نیاز دارید، به هنگام شکار نیز به آن نیاز خواهید داشت. اما چند توصیه:


1- سعی کنید شیشه عینکی که برای شکار استفاده می‌کنید به اندازه کافی بزرگ باشد که تمام زاویه دید شما را بپوشاند که در هنگام تیراندازی به اهداف متحرک احتیاج نداشته باشید که برای اینکه هدف خود را از درون لنز‌های عینک خود دنبال کنید، سر را جا به جا کنید!


2- عینک‌تان حتما بند گردن داشته باشد که از سقوط و شکستن آن جلوگیری کند.


3- در زمستان‌ها که بخار می‌کند؛ بعد از آنکه خوب تمیزش کردید به دو طرف شیشه‌هایش صابون خشک بمالید و سپس پاک کنید، می‌گویند که اینطوری دیگر بخار نمی‌کند!




ب: دید پیرامونی یا جانبی:



یکی از مواردی که در دیدن شکار به خصوص در شکار پرنده اهمیت زیادی پیدا می‌کند، موضوع دید پیرامونی است. اما دید پیرامونی چیست؟ در مقابل چشم‌ انداز بازی باییستید و مستقیم به روبروی خود نگاه کنید. حال یکی از چشمان خود را ببندید، آن قسمتی از میدان دید شما که باقی مانده است دید مرکزی شما و آن قسمتی که حذف شد دید پیرامونی مربوط به آن چشم بسته شده شما است. یک انسان با دو چشم سالم دید پیرامونی در حدود 180 درجه از روبروی خود دارد که این در مقایسه با جانورانی که چشمهایشان در دو طرف سر قرار گرفته است و حدود 360 درجه را می بینند بسیار کم است. منتها انسان به سبب شکل قرار چشم‌ها در جلوی سر قدرت تشخیص بعد و اندازه‌گیری فاصله را دارد که خود موهبت بزرگی است.


هر کدام از قسمت‌های دید انسان تفاوتی کارکردی دارند که برای توضیح این تفاوت لازم است که کمی با ساختار چشم او آشنا شویم: به طور کلی شبکیه چشم انسان دارای دو نوع متفاوت از سلول‌های گیرنده نوری است: سلول‌های میله‌ای و مخروطی. که چگالی بیشتر سلول‌های مخروطی در مرکز شبکیه که دید مرکزی را تولید می کند و نیز چگالی بیشتر سلول‌های میله‌ای در حاشیه‌‌های شبکیه چشم که دید پیرامونی را تولید می کند، علت اصلی پدید آمدن تفاوت‌های کارکردی بین دید مرکزی و دید پیرامونی است؛ چرا که سلول‌های میله‌ای قادر به تشخیص رنگ نیستند ولی در عوض به خوبی می‌توانند حرکت را تشخیص بدهند و سلول‌های مخروطی که دید اصلی را می‌سازند برعکس این کارکرد را دارند. در عین حال در شرایط نور کم به سبب از بین رفتن رنگ‌ها، سلول‌های میله ای بسیار کاراتر نشان می‌دهند. بنابراین انسان در دید پیرامونی خود بسیار قوی‌تر در تشخیص حرکت و نیز ضعیفتر در تشخیص رنگ و در نتیجه تشخیص حدود اشکال و احجام و در نهایت تمیز دادن آنها است.


اما همانطور که گفته شد فقط در چشم‌های سالم این دید در حدود 180 درجه است و ممکن است در بعضی از افراد به دلایل مختلفی، از بیماری های گوناگون گرفته تا خستگی چشم، مقدار آن کمتر از حد نرمال باشد و چشمانشان دارای درصدی عارضه دید تونلی باشند. اما با آزمایش ساده زیر می توانید دریابید که آیا دارای یک چشم نرمال هستید یا نه؟



1- در مکان پر نور و بدون سایه‌ای باییستید و دست‌ها را از دو طرف بگشایید و به حالت کشیده در موازات زمین نگه دارید و انگشتان اشاره آن‌ها را به صورت عمودی در بیآورید.


2- یکی از چشمان خود را ببندید. و با دیگری به نقطه ای در روبروی خود نگاه کنید.


3- بدون عوض کردن زاویه دید، دست‌های خود را در صفحه‌ای موازی با زمین به سمت روبروی خود به حرکت در آورید.


4- اگر انگشت اشاره دست سمت چشم باز خود را در زاویه 90 درجه نسبت به بینی خود و انگشت اشاره دست سمت مخالف چشم باز خود را در زاویه 30 درجه نسبت به بینی خود دیدید، چشم شما دید پیرامونی کامل و نرمال دارد.


اما حال این موضوع چه اهمیتی در شکار پیدا می‌کند؟


فرض کنید تفنگ به دست در حال تراورس دامنه کوهی هستید و به دنبال کبک می گردید، اگر دید پیرامونی شما کمتر از حد معمول باشد و شما هم فقط به روبروی خود نگاه کنید، در نتیجه حرکاتی که در کناره‌های شما رخ خواهند داد را نخواهید دید و این به منزله از دست دادن فرصت‌های تیراندازی است. یا اصلن تصور کنید که دید پیرامونی شما نقصی ندارد، منتها کبک باهوشی در جایی که فقط او را در دید پیرامونی خود دارید، خَف کرده‌است و به این سبب که در این نقاط شما دید بی‌کیفیتی از نظر تشخیص رنگ و شکل و حجم دارید او را نخواهید دید و به سادگی از روی او رد خواهید شد...


اما چاره کار چسیت؟ بسیار ساده است؛ کافیست که فقط عادت کنید که به هنگام شکار، سر را از محور گردن به چپ و راست بگردانید و این حرکات را با حرکت دادن چشم در همان جهت کامل کنید. در این صورت هم جبران نقیصه محدود بودن دید پیرامونی خود را کرده‌اید و هم تمام نقاط صفحه روبروی خود را از مرکز دید خود گذرانده‌اید و هم از خستگی چشمان خود جلوگیری کرده‌اید.




پ: چشم حاکم یا غالب



در تیراندازی با تفنگ ساچمه زنی توصیه می‌شود که همواره با دو چشم باز و یا حداقل با یک چشم باز و یک چشم نیمه باز تیراندازی صورت پذیرد، چرا که هم دید سه بعدی داریم و هم میدان دید گسترده‌تر اما مشکلی که رخ می‌نماید عدم تطابق چشم حاکم با دست حاکم است که در زیر به آن می‌پردازیم:



تعریف اول- دست حاکم: دستی که هنگام تیراندازی، تفنگ را روی شانه آن می‌کشید و یا به عبارت دیگر دستی که انگشتانش ماشه تفنگ را می‌چکانند، دست حاکم نام دارد.


تعریف دوم- چشم حاکم: آن را پیدا کنید:


1- در فاصله 5-6 متری از شی کوچکی در روبروی خود باییستید و در حالی که هر دو چشمتان باز است دست حاکم خود را بالا آورده و با انگشتانش به سمت آن نشانه گیری کنید.


2- حال یکی از چشمان خود را ببندید. اگر جای دستتان عوض نشد. چشم باز، چشم حاکمتان خواهد بود و اگر عوض شد، چشم بسته چشم حاکم شماست.



اما این مطابق بودن چشم حاکم با دست حاکم نکته مهمی است که مطابق نبودن آن‌ها سبب خطا رفتن تیر شکارچی به خصوص در شلیک به اهداف متحرک با دو چشم باز، خواهد شد(به علت همان جابه‌جایی). بسیاری از شکارچیان بدون اینکه خود بدانند به این عارضه دچار هستند، حتا نگارنده موردی را به خاطر دارد که شکارچی‌ای تفنگ را به شانه راست می‌آورد ولی ناخودآگاه با چشم چپ نشانه گیری می‌کرد و این باعث شده بود که علی‌رغم آنکه در شکار چهارپا بسیار موفق باشد هیچوقت در شکار پرنده بر روی هوا طرفی نبندد!


البته این موضوع دو راه حل دارد؛ اول اینکه شانه حاکم عوض شود و دوم اینکه چشم حاکم عوض شود که به نظر می‌آید که دومی راه حل ساده‌تری باشد چرا که به راحتی می‌توان با انجام تمرینات مستمر بر این مشکل فایق آید و چشم حاکم خود را اصلاح کرد. به این طریق که همان تستی را که در تشخیص چشم حاکم به کار برده اید را روزی چند بار به عنوان تمرین انجام دهید و به مغز خود آموزش دهید که کدام تصویر را به عنوان تصویر اصلی در نظر بگیرد. بعد از مدتی خواهید دید که بدون هیچ مشکلی جای چشم حاکم شما عوض شده است و از آن در شکار گاه لذت خواهید برد:)



منابعی که در نوشتن این مقاله از آن‌ها کمک گرفته شده است:



1- شماره 17 و 18 مجله شکار و دوستداران طبیعت(سری بعد از انقلاب) - صفحه 32


2- http://en.wikipedia.org/wiki/Peripheral_vision





* در صورت نیاز می‌توانید فایل pdf این مقاله را از آخرين لينک ستون سمت چپ داونلود کنید.


یکشنبه ۱٩ شهریور ،۱۳۸٥

شاهین


[ HOME | ARCHIVE | E-MAIL ]

"من گفتم:«من اون رو به یاد میآرم و یه وقتی چیزی واسه‌تون می‌نویسم که اون توش باشه...»                           ارنست همینگوی "تپه‌های سبز آفریقا