به 'درکوه' خوش آمدید
در کوه

...

صدای موج های کوچکی که به ساحل می خورد، صدای لپ زدن ماهی ها، صدای پرنده ای که در دوردست نوای غمگینی  سر داده بود، صدایی که می شد آن را دوست داشت و دل را برایش تنگ کرد و آن سو تَرَک، رقص شعله ها و آن بالا...، ستاره ها و چشمانی که از دیدنشان سیر نمی شد و آن دور زنجره ای که لالایی شب را در گوش تو می خواند...


جمعه ٢٩ اردیبهشت ،۱۳۸٥

شاهین


[ HOME | ARCHIVE | E-MAIL ]

"من گفتم:«من اون رو به یاد میآرم و یه وقتی چیزی واسه‌تون می‌نویسم که اون توش باشه...»                           ارنست همینگوی "تپه‌های سبز آفریقا