به 'درکوه' خوش آمدید
در کوه

سر اومد زمستون...

by ali ameri 

 یه نوار خوب دستم اومده، یه موسیقی عالی؛ "سر اومد زمستون..." ، "باد و توفان گر کند غوغا بر پا..." و چندتا سرود دیگه... بوی کوه می دن، بوی آزادی و آزادگی، بوی آدم های که از گذاشتن جونشون و عمرشون سر آرماناشون هیچ ابایی نداشتن. آدم هایی که یه زمان پاکیشون رو از آب چشمه ها وام می گرفتن و  نستوهیشون رو از کوه و بخشندگیشون رو از ابر، کسایی که به چیزی که می خوندن اعتقاد داشتن. آدم هایی که خیلی هاشون پاک مردن، خیلی هاشون موندن و الان به لجن کشیده شدن و بعضی هاشون هم موندن و همونطوری پیر شدن و از اون همه شر و شور فقط برقش  تو چشماشون مونده و افسوس خیلی چیزها توی دلشون و کوه. چندتا از همین آدمها بودن که واژه ای به نام "کوهنورد" رو برام تعریف کردن. تعریفی که هنوز که هنوزه خیلی برام قابل احترامه درست مثل خود آدمهاش.

 

 

آفتابکاران جنگل

 

سر اومد زمستون، شکفته بهارون

گل سرخ خورشید باز اومد و شب شد گریزون

کوه ها لاله زارن، لاله ها بیدارن

توی کوه ها دارن گل گل گل، آفتابو می کارن

 

توی کوهستون، دلش بیداره

تفنگ و گل و گندم داره میاره

توی سینه اش جان جان جان

یه جنگل ستاره داره، جان جان، یه جنگل ستاره داره

 

لبش خنده نور

دلش شعله شور

صداش چشمه و یادش، آهوی جنگل دور

 

راستش، نه سراینده اشو می شناسم و نه خواننده اشو. اما می دونم خیلی حنجره ها توی کوه ها و توی زندون ها فریادش کشیدن... تا سینه به سینه به ما رسید...

.

.

 چه حلاج ها رفته بر دارها... 


پنجشنبه ۱٠ شهریور ،۱۳۸٤

شاهین


[ HOME | ARCHIVE | E-MAIL ]

"من گفتم:«من اون رو به یاد میآرم و یه وقتی چیزی واسه‌تون می‌نویسم که اون توش باشه...»                           ارنست همینگوی "تپه‌های سبز آفریقا