به 'درکوه' خوش آمدید
در کوه

اهميت با هم بودن...

بعضی وقت ها واقعا به این نتیجه می رسم که انگار واقعا قسمت نبوده یه کاری انجام بشه... جریان از این قراره که ما با این عمو علی مون که خیلی دوسش داریم هنوز بعد از عید وقت نشده بود که یه برنامه بریم و کل برنامه های مشترکمون بعد از عید منحصر شده بود به یه بار باشگاه مهام رفتن که تازه اونم توی تعطیلات نوروز بود...

خلاصه این هفته عزم رو جزم کردیم که هر گرفتاری پیش اومد به قول معروف "دو درش" کنیم و جمعه رو بزنیم بیرون. واقعا هم اینکار رو کردیم و بالاخره تونستیم علی رغم تمام گرفتاری ها، صبح جمعه رو خالی کنیم و با یکی دیگه از دوستان هم قرار گذاشتیم که خلاصه سه نفری بریم سی چال یه صبحونه بزنیم و دوباره گازش رو بگیریم و برگردیم تهران...

تهران رو که رد کردیم، کلاج ماشین شروع کرد به بازی در اوردن و به میگون نرسیده رفت تعطیلات... خلاصه، دیگه صلاح ندونستیم با این ماشین بیشتر بریم. یه بربری از نونوایی میگون خریدیم و بربری گاز زنان، ماشین رو سر وته کردیم به سمت تهران، به سربالایی های گردنه قوچک که رسیدیم سر یه دنده عوض کردن دیگه کل سیستم گیربکس قفل کرد که خلاصه با کلی بدبختی و کثیف کاری علیرضا تونست یه کم هوا گیریش کنه و دوباره یه مسافتی رو باش بریم، اما این هم زودگذر بود و 20 دقیقه بعد ما بودیم یه ماشین، که دیگه به هیچ وجه دوست نداشت درست بشه...

 

by ali ameri

 

خلاصه تا علیرضا زنگ بزنه و چندتا دوستاش واسه کمک بیان و ماشین رو بکسل کنیم یه 1-2 ساعتی کنار جاده داشتیم واسه هم جک تعریف می کردیم( البته به غیر از یه ربع نیم ساعت اولش) . خلاصه بچه ها رسیدن و خیلی سریع اتصالات رو برقرار کردن و یه تیکه راه رو تا اولین سرپایینی مسیر، بکسلمون کردن و بقیه راه رو هم لندی با هزار تا گرفتاری با دنده 3- 4 و البته در اسکورت 3 تا 4WD  دیگه اومد  تا رسیدیم به تهران و به راهبندانش که باز دوباره مجبور به بکسل شدیم...

...

خلاصه برنامه این هفته هم به این شکل تبدیل به خاطره شد، نمی خوام شعار بدم یا خودم رو توجیه کنم ولی معتقدم خیلی وقتها همین که با چندتا آدم که دوسشون داری؛ با هم باشی خیلی مهمتر از اینه که کجا باشی و چه برنامه ای رفته باشی... .

نکته دیگری هم که واقعا ازش لذت بردم و کیف کردم معرفت و محبت  دوستایی بود که برای کمک بهمون اومدن و یه جوری با قضیه برخورد کردن که انگار این وضعیت ما بیشتر مشکل اوناست تا مشکل ما. در عین حال دقت، سرعت، هماهنگی و حرفه ای گریشون هم در انجام کار واقعا ستودنی بود، که همنجا از همشون تشکر می کنم:)

 

by ali ameri

 

اما، جالب تر از همه خواب عمیق و آرامش بخشی بود که بعد از رسیدن به خونه و نهار خوردن، رفتم... انگار که واقعا سی چال رو صعود کرده باشم... و کاملا حس یه خواب خوب بعد از برنامه رو برام داشت...

 

by ali ameri

 

اینم واسه شما دوتا!


جمعه ٦ خرداد ،۱۳۸٤

شاهین


[ HOME | ARCHIVE | E-MAIL ]

"من گفتم:«من اون رو به یاد میآرم و یه وقتی چیزی واسه‌تون می‌نویسم که اون توش باشه...»                           ارنست همینگوی "تپه‌های سبز آفریقا