به 'درکوه' خوش آمدید
در کوه

 

لبهای کرخت شده، سرهای سنگین و آتش که رقص شعله اش را در چشمان خود می دیدم و آوازی که بارها و بارها پژواکش را می شنیدم؛ گویا که قصد برون رفتن از گوشهایم را نداشت. زمین سرد و نمناک- بهترین جا- و چشمهایی که از دود می سوخت.... و ما آنجا بودیم؛ بهترین اتفاق...


چهارشنبه ۳۱ فروردین ،۱۳۸٤

شاهین


[ HOME | ARCHIVE | E-MAIL ]

"من گفتم:«من اون رو به یاد میآرم و یه وقتی چیزی واسه‌تون می‌نویسم که اون توش باشه...»                           ارنست همینگوی "تپه‌های سبز آفریقا