به 'درکوه' خوش آمدید
در کوه

ملقمه شايد هم ملغمه!!؟

1-       داشتم به علیرضا می گفتم که فلان جا و فلان جا شکار ممنوع شده؛ گفت چه فایده ما که قانون رو رعایت می کنیم؛ نمی ریم، اونایی که خلاف می کنن با خیال راحت تر می رن. دیدم راست می گه والا! (راستی یه سری بهش بزنین یه مطلب جالب نوشته!)

 

2-       این دو روز هر چی زور زدیم که اقلا یه نصف روزش رو خالی کنیم و بریم یه جایی یه نفسی بکشیم، نشد که نشد. می گم:  استاد هم استاد های قدیم...

 

3-       سوسو آپدیت شد.

 

این روزا بد جوری کفگیر خورده کف دیگ و نه سوژه دارم که بنویسمش و نه تمرکز که یه چیزی سر هم کنم، دیگه به بزرگی خودتون ببخشید!

 

by ali ameri

خیلی بد نگاه می کرد!!!

 

 

بعد از تحریر: اون جمله آخر رو که نوشتم رفتم توی عکسام بگردم که اقلا یه عکس بزارم که این پستم خیلی هم خشک و خالی نباشه(همون که بالا گذاشتمش)، که یه سری عکس دیدم که من رو یاد یه خاطره باحال انداخت، منتهی چون فعلا شدیدا با کمبود سوژه مواجهم نگهش می دارم واسه روز مبادا:)) 


شنبه ٢٠ فروردین ،۱۳۸٤

شاهین


[ HOME | ARCHIVE | E-MAIL ]

"من گفتم:«من اون رو به یاد میآرم و یه وقتی چیزی واسه‌تون می‌نویسم که اون توش باشه...»                           ارنست همینگوی "تپه‌های سبز آفریقا