به 'درکوه' خوش آمدید
در کوه

برگ درختان سبز...

...


دريغا خلوت شب‌های به‌بيداری گذشته،


تا نزول سپيده‌دمان را


بر بستر دره به‌تماشا بنشينيم


و مخمل شالی‌زار


چون خاطره‌يی فراموش


که اندک اندک فرا ياد آيد


رنگ‌های‌اش را به‌ قهر و به ‌آشتی


از شب بی‌حوصله


بازستاند.ــ



و دريغا بامداد


که چنين به ‌حسرت


دره‌ی سبز را وانهاد و


به شهر بازآمد،


چرا که به عصری چنين بزرگ


سفر را


در سفره‌ی نان نيز، هم بدان دشواری به‌پيش‌ می‌بايد برد که در قلم‌رو نام.


"ا.بامداد"



by ali ameri



فکر نکنم که کل وزن این تار حتی اندازه وزن یک قطره از شبنمی باشه که روش نشسته، با این فرض حساب کنید که این سازه چند هزار برابر وزن خودش رو داره تحمل می کنه و هنوز از شکل نیفتاده!!؟





پ.ن: عمو علی، چپ چپ نگاه نکن. دفعه دیگه قول می دم بیدارت کنم ؛)


دوشنبه ٢٤ اسفند ،۱۳۸۳

شاهین


[ HOME | ARCHIVE | E-MAIL ]

"من گفتم:«من اون رو به یاد میآرم و یه وقتی چیزی واسه‌تون می‌نویسم که اون توش باشه...»                           ارنست همینگوی "تپه‌های سبز آفریقا