به 'درکوه' خوش آمدید
در کوه

آشغالهای شما، گنج های شما هستند؛)

یه کیف چرمی درب و داغون بود که از بس توی انباری و زیر خرت و پرت های دیگه مونده بود، کاملا مچاله شده بود و به این خاطر جز چیزایی قرار گرفته بود که باید دور ریخته می شد! ولی از اونجایی که من شدیدا طرفدار تز " هر چیز که خوار آید، یک روز به کار آید" هستم، طی یک عملیات غافلگیرانه کیف بخت برگشته را نجات دادم و در حالیکه با نگاه عاقل اندر سفیه مام گرامی مواجه شده بودم؛ داشتم به این فکر کردم که چقدر خرت و پرت با این همه چرم می تونم بدوزم!

فعلا برای اولین قدم یه جلد جدید برای چاقوی شکارم دوختم، البته ابزارم جور نبود، مثلا مجبور شدم به جای سنبهِ از دریل برای سوراخ کردن استفاده کنم، یا به جای قیچی چرم از قیچی خیاطی(برای چرمهای نازک) و قیچی باغبانی( برای چرمهای ضخیم) استفاده کنم، یا اینکه به جای اون نخهای نارنجی رنگی که چرم رو باهاش می دوزن، از نخ ماهیگیری استفاده کنم و خلاصه ماجرایی بود. اما، تازه شاید یک پنجم چرمش  رو استفاده کردم و واسه بقیه اش هم کلی نقشه دارم؛)

 

 

photo by ali ameri

این میز تحریرم هست که به میز کار تبدیل شده ، اونا هم ابزار آلات، مواد و الگوهایی هست که ازشون استفاده کردم!

 

photo by ali ameri

این هم محصول نهایی، حیف که نمیشه عکس بزرگش رو بزارم!

 

 

نتیجه اخلاقی: تا می توانید آت و آشغالاتون رو دور نیاندازید و هیچ وقت گول خانمها که از مزایای داشتن یک انباری خلوت صحبت می کنند و اینکه چقدر زندگی اینجوری شیرین می شود را نخورید!!!


دوشنبه ۱٠ اسفند ،۱۳۸۳

شاهین


[ HOME | ARCHIVE | E-MAIL ]

"من گفتم:«من اون رو به یاد میآرم و یه وقتی چیزی واسه‌تون می‌نویسم که اون توش باشه...»                           ارنست همینگوی "تپه‌های سبز آفریقا