به 'درکوه' خوش آمدید
در کوه

بخاری که بلند نشد...

 

یه روز سرد زمستونی رو در نظر بگیر که رفتی برای کبک و خیس و خسته می رسی پای ماشین به امید اینکه با خوردن یه فنجون چای داغ هم گرمت بشه هم خستگیت در بره.

حالا اینور بگرد و اونور بگرد، می بینی که کتری نیست که نیست. خلاصه مجبور می شی توی یه ماهیتابه آب رو جوش بیاری و بریزی توی قمقمه و چای خشک هم روش بریزی  و دست آخر یه نوشیدنی زردرنگ ولرم جای اون چای لب سوز نصیبت می شه!

حالا هم که نشستی و بهش فکر کردی، می بینی که توی این همه چای که توی برنامه های مختلف خوردی مزه اون یکی هنوز که هنوزه یادته....  


چهارشنبه ۸ مهر ،۱۳۸۳

شاهین


[ HOME | ARCHIVE | E-MAIL ]

"من گفتم:«من اون رو به یاد میآرم و یه وقتی چیزی واسه‌تون می‌نویسم که اون توش باشه...»                           ارنست همینگوی "تپه‌های سبز آفریقا