به 'درکوه' خوش آمدید
در کوه

پارسی را پاس به داريم...

یه وقتی بود که به شدت ترفدار این نزیه بودم(البته الان هم تا هدی هستم*) که برای هویت بخشی به زبان پارسی و رها کردنش از شر ادبیات ارب و از همه مهمتر ساده سازی زبانمون، هروفی را که ما همه را با یک تلفز می خوانیم ولی با املا های متفاوت می نویسیم رو از توی زبانمون هزف کنیم.

در این سورت:

جای (ت، ط) فقت یک "ت" داریم.

جای (ز، ذ، ظ، ض) فقت یک "ز" داریم.

جای (س، ص، ث) فقت یک "س" داریم.

جای ( ا، ع) فقط یک "ا" داریم.

جای (ح، ه) فقت یک " ه" داریم.

جای (ق، غ) فقت یک "ق" داریم.

همونجور که می بینید کلن 9 هرف هزف می شه و اگه همزه رو هم بزاریم کنار می شه 10 حرف، اونوقت هم زبانمون ساده تر می شه هم دیگه هیچ بچه ای نمره دیکته اش کمتر از بیست نمی شه که مجبور باشه n بار از روی قلت های دیکته ایش بنویسه تا یاد بگیره، که اونوقت اگه مثل من از زیر این کار( اهمقانه) در بره، تنبیه بشه...

شاید بَزیهاتون این ایراد رو بگیرین که پس کلماتی با این الگو شبیه هم می شن رو چی کار کنیم ؟ مسلن "ظن" و "زن" رو که هر دوتاشون با این الگو شبیه هم می شن!

خب در این سورت کلمه اربی "ظن" از ادبیاتمون ناچار هست که هزف بشه و اوزش همه از مترادف زیبا و پارسیش، " گمان " استفاده می کنیم. آن کلماتشو هم که تقییر نمی کنه هم بزار باشه و اين يعنی...

 

 

*اینکه می گم تاهدی به خاطر اینه که در این سورت، بچه ای که به این گونه پارسی رو می آموزه دیگه شاید چیز زیادی از میراس کهن ادبیات پارسی و هر آنچه تاکنون مکتوب شده نفهمه...

 

راستی خیلی عجیبه یه وقتی بود که اگه کسی بهم این تذکر رو می داد، خیلی راحت بهش می گفتم:" خب نفهمه! مگه چی می شه؟ عوضش دیگه مجبور نیست یه مزخرفاتی رو به اجبار بخونه و یاد بگیره..."

 ولی الان دارم به این فکر می کنم که داشتن یه دیدگاه افراطی و تعصب خشک چقدر ممکنه جلوی دید روشن انسان رو بگیره و ممکنه چه خسارتهای جبران ناپذیری به وجود بیاره. چیزهای که الان توی جامعه مون زیاد باهاشون مواجهیم.


دوشنبه ٢۳ شهریور ،۱۳۸۳

شاهین


[ HOME | ARCHIVE | E-MAIL ]

"من گفتم:«من اون رو به یاد میآرم و یه وقتی چیزی واسه‌تون می‌نویسم که اون توش باشه...»                           ارنست همینگوی "تپه‌های سبز آفریقا