به 'درکوه' خوش آمدید
در کوه

توسعه ناپايدار...

بالاخره امروز برنامه جور شد و یه بیابونی رفتیم،و تاسف انگیزه که بگم جایی که تا پارسال چند تا گله بزرگ 40-50 تایی کبوتر داشت،امروز حتی دریغ از یک کبوتر،که البته علت این همه کاهش جمعیت مسلما نمی تواند شکار باشد.گرچه  که شکار بی رویه هم  می تواند بی تاثیر نباشد ولی این منطقه از موقعی که من یادمه هم شکار داشت و هم شکارچی و اصولا نباید پارسال از این بابت اتقاق خاصی افتاده باشد.

خودم حدس می زنم که علت اصلی مرغداری های دور و ور منطقه هستند که سال به سال هم به تعدادشان افزوده می شود و سبب شیوع بیماری و منبع آلودگی منطقه هستند،هیچ بعید نیست که مثلا بیماری مانند نیوکاسل که جزو بیماری های رایج در مرغداری هاست در محیط اطرافش پخش شده باشد و تعدادی از کبوترها را که بعضا اطراف همان مرغداری ها به تغذیه می پردازند را گرفتار کرده باشد که هم به خاطر نوع بیماری که خیلی مسری و بسیار هم خطرناک هست و هم به خاطر نوع زندگی گروهی کبوترها به شدت در میانشان شیوع یافته و باعث مرگ دست جمعی کبوترها شده است.

البته در منطقه به روال سالهای پیش جانواران و پرندگان متنوعی از قبیل تیهو،چلچله،سبزقبا،خرگوش،روباه و ... هم دیدیم که وجود آنها علت مرگ کبوتران را به خاطر استفاده از آب آلوده یا غذای آلوده را تقریبا نفی می کند.

در هر حال همین که بوی بیابون و عطر باروت به مشام آدم بخوره خودش کلی هست...و خلاصه اینکه جای همه اونایی که شکار رو دوست دارن خالی، به خصوص علی عزیزم که سوگوار از دست دادن مادربزرگش شده است...


جمعه ۱٦ امرداد ،۱۳۸۳

شاهین


[ HOME | ARCHIVE | E-MAIL ]

"من گفتم:«من اون رو به یاد میآرم و یه وقتی چیزی واسه‌تون می‌نویسم که اون توش باشه...»                           ارنست همینگوی "تپه‌های سبز آفریقا