به 'درکوه' خوش آمدید
در کوه

بوی عطر خاک باران خورده،بوی بهار...

خُب اینم از سال 82 ،فردا هم خدا بخواد می خوایم آخرین کوه امسال رو بریم-قله دوشاخ-راستش یهو دلم واسه سمت درکه تنگ شد،هیجا مثل این مسیر پلنگ چال بوی خاکش خوب نیست،یه یار یادمه چند ساله پیش توی فصل تابستون،تهران یه بارونی زد،بعد از ظهر بودو منم بیکار توی خونه،یهویی هوس کردم برم کوه،برم عطر خاک بارون خورده رو بو بکشم،یه کیف کمری بستمو،یا علی...

از موقعی که هوس کردم تا موقعی که راه افتادم شاید یه ربع هم نشد،بین آبزغال تا پلنگ هم هنوز بارون نمه میومد،مخصوصا اینکه وسط هفته بودو مسیر خلوت.موقع برگشتن دلم نیومد که زود برگردم واسه همین توی آبزغال نشستم که یه چای بخورم،یه آقایی هم اومده بود،یه نگاه که توی چشم هم انداختیم متوجه شدیم حس مشترکی ما رو به اینجا کشونده،خلاصه کلی با هم گپ زدیم و بقیه مسیر رو هم با هم برگشتیم پایین...


پنجشنبه ٢۸ اسفند ،۱۳۸٢

شاهین


[ HOME | ARCHIVE | E-MAIL ]

"من گفتم:«من اون رو به یاد میآرم و یه وقتی چیزی واسه‌تون می‌نویسم که اون توش باشه...»                           ارنست همینگوی "تپه‌های سبز آفریقا