به 'درکوه' خوش آمدید
در کوه

کلک چال...

دو جمعه پیش که بالاخره با کلی سلام صلوات بعد سه ماه خونه نشینی رفتم کوه  دم در اردوگاه کلک با یه صحنه بسیار زشتی مواجه شدم:یه سری از این اراذل و اوباش افتاده بودن رو سرو کله هم و داشتن حسابی همدیگه رو میزدن،مردم ما هم که ماشاالله پایه دیدن این صحنه ها هستن دورشون جمع شده بودن وحسابی تشویقشون می کردن تو همین شلوغی ها دوتا دختره بالا اومدن در حالی نیششون از این ور تا اونور صورتشون باز بود با افتخار هر چه تمامتر فرمودن که دارن سر ما دعوا می کنن!

به خدا من که خجالت کشیدم هم از اونا هم از اینا،واقعا ما فرهنگمون اینقدر نزول کرده که به خاطر یه چشمو ابرو بالا پایین کردن یکی،اینجوری هم دیگرو بزنیمو اونا هم به این افتخار کنن؟

 الان که محیط کوهو مقایسه می کنم با هفت هشت سال پیش که با این مسیرا آشنا شدم،میبینم که بابا من اونموقع کلی چیز از این آدمای کوه یاد گرفتم ولی حالا چی واقعا این محیطِ الان کوه چه فرقی داره با محیط پارکو و خیابونو...؟

واقعا مثل اینکه قرار نیست هیچ چیز توی این مملکت پاک بمونه!

 

توی این قله های شمال تهران عاشق قله کلک هستم،دلیلش هم خلوتی مسیرش هست؛تا اردوگاه کلک که از مسیر گلابدره بری روز جمعه هم آدم زیاد نمیبینی،خود اردوگاه هم اینقدر بزرگ هست که بتونی یه جاییش واسه خودت خلوت کنی،می مونه مسیر اردوگاه تا سر گردنه لوپهنه که اونم معمولا زیاد شلوغ نیست و رفتنش هم زمانی به اون صورت نمیبره ،از سر گردنه هم تا قله که دیگه عشقه؛معمولا خودتی و خودت و انصافا هم مسیر زیبایی هست،یه حس نزدیکی خاصی آدم نسبت به کوه پیدا میکنه و خط الراس توچال هم که کاملا توی دیده،قله که میرسی که البته در واقع دوتا قله نزدیک همن که تقریبا هم ارتفاع هستن،به نظر میرسه که به ارتفاع جانپناه امیری (سنگ سیاه)رسیدی،حالا یه کم بالاتر یا پایینتر،اما وقتی دوتا مسیرو مقایسه کنی(مسیر سنگ سیاه و قله کلک)اون شلوغی و همهمه شیر پلا و اون تیپای اجق وجقی که میان دربندو....تازه آخرش هم شلوغی خود جانپناه امیری و...به این نتیجه میرسی که قله کلک بیشتر حس کوه داره تا اونجا گرچه هم ارتفاع هستن...

خلاصه چون به درد آدمایی نمی خوره که طالب شلوغی هستن و چون کمی هم دور افتاده هست خیلی...


سه‌شنبه ٢۱ بهمن ،۱۳۸٢

شاهین


[ HOME | ARCHIVE | E-MAIL ]

"من گفتم:«من اون رو به یاد میآرم و یه وقتی چیزی واسه‌تون می‌نویسم که اون توش باشه...»                           ارنست همینگوی "تپه‌های سبز آفریقا