به 'درکوه' خوش آمدید
در کوه

جشن پرندگان...

آقا،این جشن ورود پرندگان را به تالاب میانکاله را دَریابید(که دُر یابید)،که غفلت موجب پشیمانیست!(نمی دونم چرا یهو یاد مهدی افتادم!).اطلاعات مربوط به جشن و هم از اینجا و اینجا بگیرید.من و بروبچز کلونی80 هم به امید خدا(بی حسابِ پیش و گوش شیطون کَر و به کوری چشم اون آمُروکای جهانخوار) قراره بريم!

**اما:

آقای سلطانی در مورد یادداشت قبلی نوشته بودند:"...در مورد کشت ديم البته اگه مناطقی استعداد نداشته باشند خيلی بحث برانگيزه ولی در مورد مناطق ديگه که ديم برداشت می شه اون چيزی که من در مناطق خودمون در جريانش هستم فقط اب که به زمين نمی رسه ولی رسيدگی به زمين ها توسط کشاورزان با زمنهای ديگه هيچ فرقی نداره و غنی سازس زمين بخوبی صورت می گيره . ۲-در باره عدم بهره برداری صحيح از چر اگاهها تا حدی حق با شماست ولی فکر نمی کنم که چوپا نها و دامها شون در مورد طبيعت اينقده چشم تنگ باشند. ۳- در مورد معادن بعضی جا ها ی ديگه هم همين مشکل بوجود امده و طبيعت زيبا بی حد مورد دست درازی منفعت جويانه قرار می گيره ...مثلا در جائی برای شهرک صنعتی برنامه ريزی می کنند و کلی دستگاه و ماشين الات با سيستم های ظريف و فن اوری جديد وارد می کنند ولی يه دفعه يادشون می افته که کوه وسط شهرک ارزش بهره برداری داره و با انفجارات شديد خيلی از سيستم هارو از کار انداخته انددر مورد ايجاد جاده و باز شدن پای شکارچی ها به طبيعت فکر نمی کنم مشکلی باشه چونکه شکارچی های وارد با ماشين های مخصوص از بيراهه ميرن تا از دست اداره شکاربانی(محيط زيست )بدور باشند ...ما اينجوری بوديم.......اونهائی که از جاده اصلی می رن اصلا شکار بلد نيستند که ضرری برای طبيعت داشته باشند...."

 

ضمن تشکر از ایشون به خاطر وقتی که صرف کردن،لازم دیدم که چند نکته را یادآور بشم!

ببینید یه وقتی توی این مملکت گفتن خودکفایی در گندم ولی  هیچ وقت نپرسیدن خودکفایی به چه قیمتی؟،بدون هیچ ضابطه ای عرصه های طبیعی رو بردن زیر کشت دو سال کاشتن،بعدش زمین بی جون شد ولش کردن که بادو بارون خاکشو بشوره ببره،بدون هیچ عذاب وجدانی رفتن یه جای دیگه رو کاشتن،کی ضرر دید؟همون قوچ و میشایی که اون زمین مرتعشون بود!

منظور من چهار تا زمین دور و ور روستاها نیست که شاید قرنهاست که دارند توش دیم می کارن و ور می دارن،این از خدا بیخبرا هرجا رو که تونستن این کارو کردن،دوست دارم یه بار با من بیایین ببرمتون جاهایی رو نشون بدم که بعد از گذشت سالها هنوز اثرات این زخمها باقیه...

اما در مورد جاده،یه چیزی میگم:حرفت درست اگه ماشین خوبی داشته باشی بعضی جاها نیاز به جاده نداری،ولی خب ماشین هرچه قدر خوب باشه دیگه از صخره که نمیتونه بره بالا!!؟ ولی اونا خیلی جاها همون  صخره رو که مانع همون ماشینا میشدو با دینامیت فرستادن هوا و جاده زدن!

و مساله شکار که گفتید باید صریحا عرض کنم که با صحبت شما کاملا مخالفم،متاسفانه در جامعه ما طوری جا افتاده که انگار اگه بتونی قانونو دور بزنی آدم واردی هستی!

با تعریفی که من خودم از شکار و شکارچی دارم،شکارچی را همیار محیط بان میدانم نه کسی راه و از بیراهه بره که مثلا شکاربان اونو نبینه،با تعریف شما شکارچی وارد و کار بلد یعنی شکارچی متخلف (  آن را که حساب پاک است....!؟؟؟)

بعضی وقتا می گم خوش به حال انگلیسی زبانا چون برای واژه شکارچی و شکارچی قاچاق دوتا کلمه مجزا دارن:Hunter وPoacher  ولی ما نه،باید به هر دوتا بگیم شکارچی!

........

..........

همین!!!


چهارشنبه ۸ بهمن ،۱۳۸٢

شاهین


[ HOME | ARCHIVE | E-MAIL ]

"من گفتم:«من اون رو به یاد میآرم و یه وقتی چیزی واسه‌تون می‌نویسم که اون توش باشه...»                           ارنست همینگوی "تپه‌های سبز آفریقا