به 'درکوه' خوش آمدید
در کوه

روزمرگی رسانه ای!

مجله شهروند رو می خونم.... چیز خوبیه، هفته ام باش پر می شه.چند ماهیه که مشتری پروپا قرص Google Reader شدم. یه چنتا سایت خبری و وبلاگایی که دوسشون دارم. محیط جالبه... بیشتر حس روزنامه خونی داره تا وبگردی!این اواخر چنتایی کتاب خوندم. هیچکدوم جذبم نکرد. نمی دونم ذایقه من عوض شده یا.... اما فیلم: انیشمن پرسپولیس ، مستند Grizzly Man و کارتون  Ratatouille توی هفته گذشته دیدم*. در کل خوب بودن... پرسپولیس نوستالژیک بود، Grizzly Man که اگه گیر اوردید حتمن ببینید،عجیب بود... و اون آخری هم کارتون لطیفی بود... چیزی از دست نمی دین اگه ببینیدش!

4 months& 3 weeks& 2 days هم توی صفه ولی هنوز حسش نیومده در ضمن به شدت منتظرم In to The Wild شون پن رو ببینم، کسی دیده؟

* به اون لیست فیلم Once Upon a Time in The West رو هم اضافه کنید که البته برای بار nام بود... 20-15 دقیقه این فیلم یه لذت نابی برام داره که هیچی نتونسته هنوز جاشو پر کنه... 

 


پنجشنبه ٢٥ بهمن ،۱۳۸٦

شاهین



از همه جا....

1- از پشت سنگ سرک می کشم، نگاهمان با هم تلاقی می کند. شک نمی کند... می پرد، ساچمه ها از روی سنگی که بر رویش نشسته بود خاک بلند می کنند.

2- سر کلاس اطفای حریق با تلخندی می گوید: بیشتر بچه های ما به سبب گازهایی که هنگام عملیات اطفا تنفس می کنند بیشتر از 5 سال بعد از بازنشستگی زنده نمی مانند... سی و چار پنج سالش بیشتر نبود و یه پسر یه ساله داشت. توی ذهنم حساب می کنم...

3- همکار جدیدمون رو می گم- آقای بولداگ- زیاد حرف می زنه با اون لبهایی که هیچوقت از هم باز نمی شن یه فِس فِس کردن مثل ماری که تازه زبون باز کرده... بعضی وقتا واقعن دوست دارم یه جوری خفه اش کنم... مثلن بایه چارپاره 9 تایی توی دهنش... فکرش آرومم می کنه... حامد باید یادش باشه جریان شات گان و کلاس علامه...

4- می پرسه: می دونین که چند ساله هما توی آسمون ایران دیده نشده؟ می گه: چی دیده نشده؟

5- به آنان که با قلم تباهی درد را به چشم چهانیان پدیدار می کنند بهاران خجسته باد. می گم چه جالب!!!

6- خبر خوب: حس حیوون بینیم هنوز کار می کنه، سنجاب توی پارک چیتگر... البته از بَنِر لاغرتر بود و  یه شاهین که روی یه کلاغ شیرجه رفت... فک کن بخوای صبحونه کلاغ بخوری!

 

پ.ن-1: خدا رو شکر، مورد 6 رو گفتم.

پ.ن-2: هم دلم برا اینجا تنگ می شه و هم نمیشه. هم نوشتنم میاد، هم نمیاد.  چنتا "هم .... و هم ...." دیگه هم بود!


شنبه ۱۳ بهمن ،۱۳۸٦

شاهین


[ HOME | ARCHIVE | E-MAIL ]

"من گفتم:«من اون رو به یاد میآرم و یه وقتی چیزی واسه‌تون می‌نویسم که اون توش باشه...»                           ارنست همینگوی "تپه‌های سبز آفریقا