به 'درکوه' خوش آمدید
در کوه

رنگ پاييز...


یک شغل کاملاً مردانه و یک سوء تفاهم کاملاً بزرگ!

یک شغل کاملاً مردانه و یک سوء تفاهم کاملاً بزرگ!

 

اولین و آخرین باری که خانم دکتر جوادی را دیدم برای مصاحبه ای بود که خبرگزاری از من به عنوان مصاحبه گر دعوت کرده بود، در دفتر کارش نشستیم. محیطی صمیمی و دلچسب بود. چای آوردند، بعد از چند دقیقه آمد، بسیار ساده و آرام و مؤدب، بی هیچ تکلفی و بی هیچ نشانی از اینکه معاون  رئیس جمهوری است، بیشتر به یک دانشگاهی جوان می ماند تا ریاست سازمان حفظ محیط زیست. آمد، نشست، آرام، با لبخندی متواضعانه بر لب و عذرخواهی بابت چند دقیقه تأخیر، تواضع و سادگی اش آدم را خلع سلاح می کرد که در سؤال ها خیلی هم اذیتش نکند. اما بالاخره مصاحبه بود و سؤال، گاهی هم سؤال های غیره منتظره:

- خانم دکتر جوادی، آقای رئیس جمهور شما را به چه دلیل انتخاب کرده اند؟

۱ - آقای دکتر احمدی نژاد شناخت و اشراف کامل به مسائل طبیعت و محیط زیست دارند، به همین دلیل یک خانم را به ریاست حفاظت محیط زیست و طبیعت کشور برگزیده اند که با وسواس و دقت مادرانه از طبیعت کشور حفاظت کند.

۲ - آقای رئیس جمهور چندان شناختی از محیط زیست ندارند، چندان هم اهمیت قایل نیستند، تنها برای اینکه یک خانم هم در کابینه حضور داشته باشد شما را برگزیده اند، کدام یک؟!

جواب چندان قانع کننده نبود: به خاطر صداقتم!

مسلماً صداقت خانم دکتر جوادی برای اداره طبیعت کشوری که همزمان، پنج اقلیم و چهار فصل را در خود دارد کافی نیست.

همین سؤال را هشت سال پیش از خانم دکتر ابتکار هم کرده بودم که آقای خاتمی به کدامیک از دو دلیل بالا ایشان را برگزیده اند؟

خانم دکتر ابتکار هم جواب درستی نداده بود، اما واقعاً بنا به چه دلیل قانع کننده ای هم آقای خاتمی و هم آقای احمدی نژاد یک خانم را برای یک شغل کاملاً مردانه برگزیده اند؟ و حالا برای سومین بار برای ترمیم کابینه آقای احمدی نژاد صحبت از خانم دیگری است که رئیس سازمان محیط زیست بشود، خانم وحیده دستجردی ! آن هم به شرطی که ایشان را بتوانند راضی کنند!

آنهایی که حتی آشنایی مختصری با طبیعت ایران دارند می دانند که کشور گسترده و زیبای ما چه بهشتی است، می دانند که تنوع اقلیمی ایران در دنیا اگر بی نظیر نباشد، حتماً کم نظیر است، می دانند که در کشور ما پنج اقلیم و چهار فصل همیشه هست، می دانند که ایران بیش از هشت هزار گونه رستنی دارد که از تنوع گیاهی قاره سبز اروپا بیشتر است، می دانند که در ایران بیش از پانصد گونه پرنده از مهاجر و بومی زیست می کنند که در دنیا کم نظیر است، می دانند که در میان این پرندگان از گونه های بومی گرفته تا هندی و آفریقایی و استوایی و سیبریابی زیست می کنند، آنهایی که مختصر آشنایی با طبیعت ایران دارند می دانند که ما بیش از یکصدوشصت گونه پستاندار از گوزن زرد و یوز و گورایرانی گرفته تا لینکس اروپایی تا گونه های کاملاً گرمسیری و سردسیری داریم، آنهایی که بیشتر با طبیعت ایران آشنایی دارند می دانند که نگهداری از همه این طبیعت گوناگون و گرانبها احتیاج به چه مدیریت قوی و پیچیده و همه جانبه ای دارد، آنهایی که کمی بیشتر با طبیعت ایران آشنایی دارند می دانند که حفاظت طبیعت ایران واقعاًً، واقعاً گاو نر می خواهد و مرد کهن، می دانند که حفاظت از همه این ها مرد می خواهد. لطفاً مرا متهم به طرفداری از جنس برتر و تحقیر جنس دوم و اصطلاحاتی از این دست که چند سالی است در کشور ما مد شده نکنید، واقعیت این است که شغل هایی کاملاً زنانه است و مشاغلی کاملاً مردانه. مثال فراوان است، خودتان پیدا کنید. اما چیزی که مسلم است در میان همه مسئولیت های کابینه آقای دکتر احمدی نژاد یا هر کابینه ای در ایران تنها پستی که فقط و فقط می تواند و می خواهد که یک مسئول مرد داشته باشد سازمان حفاظت محیط زیست است. وزیر آموزش و پرورش، علوم و فن آوری، بهداشت، حتی مخابرات می تواند یک خانم باشد اما محیط زیست نه، ریاست سازمان حفظ محیط زیست به هزار و یک دلیل یک شغل کاملاً مردانه است، نمی دانم چرا و به چه علتی این سوءتفاهم در مورد همین یک شغل پیش آمده است که مسئول آن حتماً می بایست یک خانم باشد، هرچند که پس از مرحوم دکتر ابتکار مردانی هم که به این کار گماشته شده اند تاجی بر سر طبیعت گرانبهای آن نزده اند.

خانم دکتر ابتکار یا خانم دکتر جوادی مسلماً جزو زنان فرهیخته و والای این کشورند که اگر در جای درست مسئول باشند  مسلماً می توانند منشاء اثر بوده و بازدهی بسیار بیشتر از ریاست سازمان حفظ محیط زیست داشته باشند، حال هم اگر قرار است که خانم دکتر جوادی از سازمان حفظ محیط زیست بروند لطف کنید و خانم وحیده دستجردی را راضی نکنید، بگذارید که این شغل کاملاً مردانه به یک مرد سپرده شود، اما نه از آن دست مردانی که در هشت سال مسئولیت سازمان حفظ محیط زیست کف کفششان هم خاکی نشده، این شغل می بایست به دست مردی سپرده شود که بداند باید بر مردانی حکومت کند که در میان مار و عقرب می زیند، عبور گلوله را از میان گوشت و استخوانشان به هیچ می انگارند و سوز خشک سرمای کوهستان و گرمای کویر سینه شان را آنچنان می سوزاند که گویی گاز خردل فرو کشیده اند. او باید بداند که طبیعت آسیب دیده و محتضر این کشور بیش از این توان آزمون و خطا را ندارد.

 

محمد علی اینانلو

 

 

منبع: روزنامه همشهری- پنجشنبه 27 مهر-صفحه 7


شنبه ٢٩ مهر ،۱۳۸٥

شاهین



 

Rainstorm

 

 http://www.pandorafilm.com/produktion/movies/ghost-dog

 

Ghost Dog: There is something to be learned from a rainstorm. When meeting with a sudden shower, you try not to get wet and run quickly along the road. But doing such things as passing under the eaves of houses, you still get wet. When you are resolved from the beginning, you will not be perplexed, though you still get the same soaking. This understanding extends to everything.*

 

 -----------------------------------------------------------------------------

*Ghost Dog: The Way of the Samurai (1999) by Jim Jarmusch 


سه‌شنبه ٢٥ مهر ،۱۳۸٥

شاهین



هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بُود...(ياد)




 

Memorable Quote from The Hustler*

 

 

 

Sarah Packard: I'm a college girl. Two days a week - Tuesdays and Thursdays - I go to college.

Fast Eddie: You don't look like a college girl.

Sarah Packard: I'm the emancipated type. Real emancipated.

Fast Eddie: No, I didn't mean that... whatever that means. I mean you just don't look young enough.

Sarah Packard: I'm not.

Fast Eddie: So why go to college?

Sarah Packard: Got nothing else to do on Tuesdays and Thursdays.

Fast Eddie: What do you do on the other days?

Sarah Packard: I drink.

 -----------------------------------------------------------------------------------------------------------

* The Hustler(1961) by Robert Rossen


جمعه ٧ مهر ،۱۳۸٥

شاهین



 

خبرگزاري ميراث فرهنگي www.chn.ir

۱۳۸۵/۷/۱ - 13:42:00

آنفلوآنزا نيست ،ولي بودجه زيادي دارد

 

سازمان محيط زيست بيش از يك ميليارد تومان بودجه براي مبارزه با آنفلوآنزاي حاد پرندگان  گرفته ، اما طبق گزارش سازمان بهداشت جهاني، هيچ‌ موردي از آنفلوآنزا در ايران ديده‌ نشده است.

خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ اكوتوريسم و جاذبه‌‌ها ـ علي شاكر ـ داستان شيوع آنفلوآنزاي مرغي و صرف هزينه‌هاي زياد براي آن در ايران ماجراي همان رندي را مي‌ماند كه در عين سلامت خودش را به سر درد مي‌زد و دستمالي مي‌طلبيد. دليلش را كه جويا شدند فهميدند براي او مهم‌تر از خوب شدن سر دردش، بدست آوردن آن دستمال گرانبهاست؛ حال اگر سر دردش خوب هم نشد، نشد!

 

آنفلوآنزا مرغ‌ها را نكشته است

سازمان محيط زيست در حالي بيش از يك ميليارد تومان بودجه براي مبارزه با آنفلوآنزاي حاد پرندگان در ايران از دولت گرفته است كه بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهاني در ايران از سال 2003 تا 2006 هيچ‌ موردي از آنفلوآنزا ديده‌ نشده است.

 

بند "ب" گزارش منتشر شده از سوي سازمان بهداشت جهاني در رابطه با شيوع آنفلوآنزا مي‌گويد:«اخيرا شايعاتي در رابطه با گزارش شيوع بيماري تنفسي فوق حاد از مناطق مختلف كشور{ايران} مثل كرمانشاه به گوش رسيده كه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي به‌طور رسمي اعلام كرده است تاكنون با توجه به يك برنامه تحقيقاتي مستمر هيچ گزارش تاييد شده‌اي در رابطه با موارد آنفولوآنزاي فوق حاد پرندگان در ايران گزارش نشده است.»

گرچه تعدادي از پرندگان در اين سال‌ها مرده‌اند، اما لزوما علت مرگشان آنفلوآنزاي فوق حاد پرندگان نيست.

اين گزارش از قول سازمان دامپزشكي ايران هيچ بيماري منجر به مرگي را در ايران گزارش نمي‌كند.

بر اساس همين گزارش كه به‌طور مستمر به‌روز مي‌شود و وضعيت آنفلوآنزا را در كشورهاي مختلف نشان مي‌دهد، گرچه از سال 2003 تا 2006 در كشورهايي همچون آذربايجان، مصر، اندونزي، ويتنام، چين، كامبوج و عراق مواردي از اين بيماري ديده‌ شده است كه برخي را هم به كام مرگ كشانده، اما هيچ موردي از شيوع اين بيماري در ايران ديده نشده است.

 

اين خبر در نگاه اول هرچند كه بسيار خوشحال كننده به نظر مي‌رسد، اما پرسش آزار دهنده‌اي را نيز در ذهن مي‌آورد و آن اينكه تكليف يك ميليارد و 200 ميليون تومان بودجه‌اي كه براي مبارزه با اين بيماري در نظر گرفته شده چه مي‌شود؟

 

بر اساس گفته يك منبع آگاه در محيط زيست اين مبلغ از سه ميليارد تومان بودجه «طرح احياي زيست‌بوم‌ها و اكوتوريسم» به اين امر اختصاص پيدا كرده و براي مصارفي همچون تهيه ماسك، لباس مخصوص، موتور، ماشين، و بكارگيري نيرو در مناطق مختلف صرف شده است.

 

حميد اميني، مسئول دفتر حيات وحش و آبزيان سازمان محيط زيست نيز در اين رابطه ضمن بي‌اطلاعي از اين گزارش به خبرگزاري ميراث فرهنگي مي‌گويد:«طبق گزارش‌هاي سازمان دامپزشكي مواردي از آنفولوآنزاي فوق حاد در مناطقي همچون گيلان ديده شده است، اما هنوز اين گزارش‌ها را به‌طور كتبي به ما ارائه نداده‌اند.»

 

شايعه‌اي كه شكار را تعطيل كرد

از همه اين حرف‌ها گذشته وجود شايعه شيوع آنفلوآنزاي مرغي فوق حاد سبب ممنوعيت شكار در ايران هم شده است. امري كه بسياري از شكارچيان را دلخورتر از قبل كرده است. درحال حاضر بيش از 500 هزار پروانه براي اسلحه مجاز شكار در ايران وجود دارد كه هركدام در طول سال منتظر رسيدن فصل شكارند و اين‌گونه خبرها زمينه‌اي مي‌شود براي شكار غيرمجاز در كشور.

 

با اين حال افشين كرمي، ‌مدير اجرايي اداره نظارت و بازرسي سازمان محيط زيست با اشاره به وجود گزارش‌هايي از نقاط مختلف كشور مبني بر وجود اين بيماري تاكيد مي‌كند:«ما با شكار در مناطق مختلف كشور هيچ مشكلي نداريم ولو اينكه ماهيگيري در بسياري از آبگيرها و رودخانه‌ها در حال انجام است و ما تنها دليلي را كه براي ممنوعيت شكار مطرح كرده‌ايم، همين شيوع آنفلوآنزا است.»

 

وي قسمتي از بودجه‌اي را كه صرف مبارزه با اين بيماري شده است مخصوص شكارچيان محلي‌اي مي‌داند كه از اين طريق امرار معاش مي‌كردند و اظهار اميدواري مي‌كند كه اين پول بتواند قسمتي از خسارتشان را جبران كند.

 

 يكي از مسئولان محيط زيست گيلان مي‌گويد:«ما نمي‌توانيم احتمالات را ناديده‌ بگيريم و نمي‌توانيم ريسك كنيم و مجبوريم شكار و ماهيگيري را در تالاب انزلي ممنوع اعلام كنيم و تا آنجا كه ممكن است پرندگان مهاجر را از مناطق محلي دور نگه داريم.»

 

پيش از اين هم مسئولان دامپزشكي استان‌هايي چون آذربايجان غربي در مصاحبه با خبرگزاري ميراث فرهنگي از آلوده نبودن پرندگان داخلي ابراز خرسندي و بر اجراي تدابير سخت قرنطينه تاكيد كرده بودند.

 

مدت زيادي از شيوع آنفلوآنزاي فوق حاد در جهان مي‌گذرد. كشورهايي هم در چنگال آن تا مرز بحران پيش رفته‌اند حتي همسايه‌هاي خودمان. بله، ما هم توانستيم با اقدامات پيشگيرانه جلوي ورود اين هيولاي خفه‌كننده را بگيريم اما حالا كه معلوم شده اين بيماري به ايران نرسيده چه كسي از  شايعه شيوع اين بيماري سود مي‌برد؟

آيا نظارتي بر نحوه هزينه شدن بودجه مبارزه با آنفلوآنزاي مرغي در مناطق مختلف وجود دارد؟

 

منبع: http://www.chn.ir/news/?section=1&id=20286


دوشنبه ۳ مهر ،۱۳۸٥

شاهین



[ HOME | ARCHIVE | E-MAIL ]

"من گفتم:«من اون رو به یاد میآرم و یه وقتی چیزی واسه‌تون می‌نویسم که اون توش باشه...»                           ارنست همینگوی "تپه‌های سبز آفریقا