به 'درکوه' خوش آمدید
در کوه

بدون شرح...

By A.Ameri

By A.Ameri

By A.Ameri

By A.Ameri

By A.Ameri

------------------------------------------------

*مکان: پیست موتوکراس مجموعه آزادی


جمعه ٢٠ بهمن ،۱۳۸٥

شاهین



يه چيزی که دوست دارم بسازمش...

یک لانگ‌شات از منظره یک کوهستان برفی و جاده پوشیده از برف. دوربین به  دوردست‌ترین نقطه، به سر گردنه‌ای در بالای کادر نشانه رفته و جاده را در سمت راست و دره‌ای عمیق را در چپ داریم. زمین و زمان یخ زده‌است و صدایی از جایی بلند نمی‌شود(یک سکوت آزار دهنده).

نقطه سیاهی را می‌بینیم که از سر گردنه وارد تصویر می‌شود. دوربین ثابت است. نقطه سیاه را می‌بینیم که جاده را پایین می آید. اول به چپ و بعد به راست و بعد در خم کوه پنهان می‌شود. کادر بالا دوباره تکرار می‌شود(یک سکوت آزار دهنده).

چند لحظه بعد نقطه سیاه را که آنقدر نزدیک شده‌است که که بتوانیم شکل‌اش را تشخیص بدهیم در جایی پایین‌تر از آنجایی که آن را گم کرده‌ بودیم، می‌بینیم. دوربین کمی پایین می‌آید. صدای خفیف زوزه موتور ماشین را کم کم از جلو می‌شنویم .

 در جایی که جاده درست از وسط کادر رد می‌شود، یک Zoom in به سمت شیشه جلوی ماشین داریم(به تدریج صدا زیاد می‌شود) و هیبت دو مرد در اورکت‌های سنگین زمستانی و کلاه‌‌های ضخیم و تفنگ دولولی که به حالت ایستاده بین آنها و نزدیک مرد سمت چپی قرار گرفته را از پشت شیشه‌های بخار گرفته می‌بینیم. دوربین اجازه می‌دهد که تا ماشین جلو بیاید و کادر با دو مرد پر شود.  دوربین لرزش‌های ماشین را به نرمی همراهی می‌کند، حجم زیادی از صدای شکستن برف یخ زده و پرس شدن آن که از زیر می‌‌آید تصویر را پرکرده‌است. دوربین از چپ به مردی نگاه می‌کند که پشت فرمان نشسته است و خیره روبرو را نگاه می کند و در پایین کادر  دستان دستکش پوش مرد را داریم و حرکات ریز و آزاد فرمان را در زیر دست‌های او.هیچ حرفی با هم نمی‌زنند.

دوربین 45 درجه به چپ می چرخد. با تاکید از روی لوله تفنگ رد می‌شود و بر روی صورت مرد دوم ثابت می‌شود و جهت نگاه او را می‌بینیم که کاملن گردن را چرخانده و به سمت چپ نگاه می‌کند. در گوشه سمت راست تصویر حرکات ریز لوله تفنگ را داریم که با تکان‌های ماشین، به چپ و راست می‌رود.

بدون Zoom back نمای جانبی را از دوربین دیگری داریم که ماشین از سمت چپ کادر وارد آن شده‌است و در نقطه مرکزی می‌بینم که ترمز می‌کند، کمی بر روی برف سر می‌خورد و می‌ایستد. سکوت دوباره همه‌جا را می‌گیرد. دوربینی که نمای جانبی را می‌گیرد Zoom in می‌کند. به ماشین می‌رسیم. صدای تق تق بدنه ماشین که سرد می‌شود، می‌آید.

دوربین روبرو: دو مرد با هم پیاده می‌شوند. تحت تاثیر سکوتی که همه جا را گرفته‌است چیزی نمی‌گویند ولی به طرز غریبی با هم هماهنگند...

.

.

.

دو مرد در مسیر جاده به سمت دوربین می‌آیند . یک Close up‌ از چهره‌هایی که نمی‌شود چیزی ازشان فهمید، با چشمانی نازک شده از سرما و  بخاری که از دهانشان بیرون می‌آید. صدایی تیز شکسته شدن برف یخ زده و بعد پرس شدن آن زیر پا که از روبرو می‌آید . از گوشه کادر خارج می‌شوند و صدا به تدریج دور می‌شود... (یک سکوت آزار دهنده).


پنجشنبه ٥ بهمن ،۱۳۸٥

شاهین


[ HOME | ARCHIVE | E-MAIL ]

"من گفتم:«من اون رو به یاد میآرم و یه وقتی چیزی واسه‌تون می‌نویسم که اون توش باشه...»                           ارنست همینگوی "تپه‌های سبز آفریقا